خوشه دانشي چيست؟
خوشه دانشي چيست؟
هنگامي كه راجع به يك موضوع يا مساله خاص فكر ميكنيم, ناخودآگاه ذهنمان به مقولات مرتبط نيز كشيده ميشود. به عنوان مثال, هيچگاه نميتوان وضعيت يك كارخانه را بدون درنظرگرفتن منابع نيروي انساني آن, بازار محصولات, ساختارهاي نهادي و قانوني, نظام اقتصادي و سياسي, سيستم آموزش, فناوريها, رقبا, تامينكنندگان, نمايندگيها و سيستم خدمات بعد از فروش و امثالهم مورد بررسي درست و جامع قرار داد و راهكارهاي كارآمد و اثربخشي براي حل مشكلات و يا بهبود شرايط آن ارايه كرد. پس ما با ”خوشهاي“ از مسايل و مقولات مرتبط با يك موضوع خاص مواجه هستيم كه بايد همگي آنها را مدنظر داشته باشيم.
در چند دهه اخير, رويكرد خوشهاي به مسايل كه برگرفته از نگاه ”كلنگرانه“(در برابر جزءنگري است, روشهاي نويني را پيش روي برنامهريزان قرار داده است. اولين بار مفهوم ”خوشه صنعتي“ابداع گرديد كه كليه مسايل, موضوعات, ساختارها, سازوكارها و عناصر مرتبط با يك صنعت خاص را, در يك منطقه, كشور يا جهان, دربرميگرفت (مثلاً خوشه صنعت هوافضا). اقتصاددان هارواردي, مايكل پورتر (1990) در كتاب ارزشمند خود, مزيت رقابتي ملتها, از تركيب نظريات موجود در زمينه توسعه منطقهاي و عناصر سازنده استراتژي كسبوكارها, ايده خوشههاي صنعتي موفق را در قالب ”الماس مزيت“ تئوريزه نمود. اين الماس از چهار عنصر ساخته شده است:
الف. شرايط عامل: مواهب منطقهاي در زمينه مواهب توليد همچون منابع انساني, فيزيكي, دانشي و سرمايهاي, و زيرساختي كه موفقيت يك صنعت خاص را تسهيل مينمايد.
ب. شرايط تقاضا: ماهيت نيازها و احتياجات منطقهاي كه ميتوان مشوق و محرك نوآوري بيشتر در صنايع منطقه باشد.
ج. صنايع مرتبط و حامي: شبكههاي خريداران و تامينكنندگاني كه در تعاملي تنگاتنگ, مشوق تبادل فعالانه اطلاعات, يادگيري جمعي و نوآوري زنجيره تامين هستند.
د. استراتژي, ساختار و رقابت صنعتي: جو و فضايي كه مشوق شديد رقابت درميان توليدكنندگان محلي در عين همكاري و همياري در بهاشتراكگذاري نيازها و بارورسازي آنها در راستاي نوآوري و مزاياي رقابتي منطقه است.
(پورتر علاوه بر چهار عنصر اصلي مذكور, دو عامل جانبي ”دولت“ و ”شانس“ را نيز بر مزيت رقابتي و مسير توسعه خوشههاي صنعتي موثر ميداند)
به مرور و با اهميت يافتن مقوله ”فناوري“ به جاي ”صنعت“, مفهوم ”خوشه فناوري“متولد شد (همچون خوشه فناوري اطلاعات)). امروز آنچه به طور جدي توجه انديشمندان, مديران و سياستگذاران را به خود جلب نموده است ظهور مفهوم ”خوشه دانشي“است كه محوريت را در ”دانش“ ميبيند.
برنامهريزي براي توليد, اشاعه, بهاشتراكگذاري و بكارگيري دانش, مبناي نگرش خوشههاي دانشي است. اولويتدادن به دانش به جاي مقولات ديگر (همچون مواهب طبيعي, تجهيزات, سرمايه و امثالهم) در بسياري از نقاط جهان, تجربيات موفقي به بار آورده است. حسن اصلي اين نگاه, آن است كه الزاماً كاربردپذيري آن در حوزه فناوريهاي برتر نيست, بلكه ميتوان آن را به روشي موفقيتآميز در حوزه فناوريهاي سطوح متوسط و پايين (حتي صنايع سنتي و دستي) نيز بكار گرفت. شركتهاي مبتني بر فناوريهاي برتر امروزيني همچون نوكيا, ساآب و ولوو (كه همگي سوئدي هستند), همگي تا چندين سال پيش, چوببري (صنايع توليد محصولات چوبي) بودهاند! مطالعات بانك جهاني (2003) صراحتاً به كشورهاي جهان سوم و درحالتوسعه پيشنهاد مينمايد بكوشند با بهرهگيري از مواهب طبيعي خود, سازمانهايي بنانهند كه مبتني بر دانش باشند يعني مستمراً مهارتها, تجربيات و شايستگيهاي خود را ثبتوضبط نموده, بهبود داده, سازوكارهاي بهاشتراكگذاري و توزيع دانش سازمان را فراهم نموده, يادگيري مستمر (و مادامالعمر) داشته باشند و از طريق نوآوريهاي تدريجي به بهبود مستمر محصولات و فناوريهاي خود بپردازند. در يك كلام, سازمانها و شركتهاي كشورهاي درحالتوسعه بكوشند برمبناي مواهب طبيعي, صنايع سنتي و شايستگيهاي موجود, مديريت دانش را در خود (و در كل كشور) بنانهند تا سريعتر و آسانتر بتوانند به سمت فناوريهاي برتر حركت كرده و از قافله پيشرفتهاي آينده عقب نمانند.
در همين راستا چندي است شاهد ظهور ايده ”خوشههاي دانشي روستايي“ به عنوان الگويي براي نوآوري روستايي هستيم. به خصوص كشور كانادا برمبناي تجربيات موفق خود در اين زمينه, بهطور گستردهاي بر اين ايده براي توسعه نوآورانه و پايدار مناطق اقتصادي روستايي كشور, متمركز گرديده است. هدف اصلي سياستگذاران و برنامهريزان در اين زمينه, عقبنماندن مناطق روستايي كشور از قافله ”جامعه دانشبنيان جهاني“ است. طبق تعريف, خوشههاي دانشي روستايي, به مجموعهاي از شركتهاي نوآور و مرتبط مستقر در مناطق روستايي (غيرشهري) اطلاق ميشود كه ميكوشند از طريق گردآوري, انباشت و جذب دانش درميان نقشآفرينان و نهادهاي محلي, به ايجاد و تقويت مزيت رقابتي بپردازند. به عنوان مثال, اين خوشههاي دانشي روستايي ميتوانند حول صنايع چوب, محصولات كشاورزي, چرم و پوست, صنايع دستي و امثالهم شكل بگيرند و توسط مديران مورد برنامهريزي قرار بگيرند تا مسير توسعه خود را طي نمايند.
نویسنده وبلاگ :