جامعه دانشبنيان چيست؟
جامعه دانشبنيان چيست؟
در هر عصري, متناسب با اينكه چه مقولهاي نقش كليديتري در زندگي افراد هر اجتماع بازي ميكند, جامعهاي هماهنگ و مبتني بر چارچوبها, الزامات و مسايل آن شكل ميگيرد. تا گذشتهاي نهچنداندور, ما شاهد وجود ”جامعه كشاورزي“ بوديم (كه البته هنوز هم در بسياري از نقاط دنيا وجود دارد). با رشد جمعيت جهان و افزايش نيازهاي مردم (همراه با تمايل افراد به افزايش رفاه و ثروت), توسعه مبتني بر صنعتيشدن بهسرعت كشورهاي مختلف, بهخصوص كشورهاي غربي و بعد كشورهاي جنوبشرق آسيا, را درنورديد. به همين علت ما شاهد ظهور ”جامعه صنعتي“ در جهان بوديم. جامعه صنعتي نيز به سرعت ”جامعه فناورانه“ را در دل خود خلق كرد.
با پيشرفت گسترده فناوري اطلاعات و ارتباطات در جهان (بهخصوص اينترنت), و فزونييافتن اهميت ”اطلاعات“ در زندگي و كسبوكار افراد, به مرور شاهد ظهور ”جامعه اطلاعاتي“ در كشورهاي پيشرو هستيم. به تعبير ساده, ”جامعه اطلاعاتي“ جامعهاي است كه اطلاعات (دسترسي, جريان, تبادل, مديريت, پردازش, و استفاده از آن), نقشي اساسي در زندگي افراد آن (كسبوكار, خدمات اجتماعي, رفاه, تفريحات, روابط, اقتصاد, فرهنگ, سياست و دفاع) بازي ميكند: افراد در تمامي تعاملات, مراحل و فرآيندهاي زندگي خود, وابسته به اطلاعات هستند. امروز ”اقتصاد اطلاعاتي“ نيز برپايه اشاعه گسترده فناوري اطلاعات در جوامع مختلف شكل گرفته است.
اگرچه فعاليتهاي انسان از گذشته بسيار دور, عجينِ با دانش بوده است, اما حدود يك دهه است كه با تشديد اهميت دانش در كسبوكارها و اقتصادهاي نوين (بالاخص خدماتي) در اثر بروز و استفاده گسترده از فناوريهاي مختلف, بهخصوص فناوريهاي برتر, از يك طرف, و از طرف ديگر تسهيلات گستردهاي كه فناوري اطلاعات در زمينه مديريت دانش فراهم ساخته است, هنوز قبل از اينكه جوامع اطلاعاتي به طور كامل شكل بگيرند, شاهد ظهور مفاهيم ”جامعه دانشي (يا دانشبنيان)“ و ”جامعه يادگيرنده“ هستيم. اين دو مفهوم كه تلويحاً معادل هستند به جوامعي اطلاق ميشوند كه دانش, نقش بنياديني در بخشهاي مختلف آنان بازي ميكند؛ به تعبير ديگر دانش عنصر اساسي سازنده و شكلدهنده محتواي اقتصاد, فرهنگ, سياست و دفاع آنان است. در دنياي بهسرعتدرحالتغيير امروز, حفظ و توسعه پايگاههاي دانشي جامعه (به عنوان ارزشمندترين سرمايههاي آن), در گرو يادگيري سريع و مستمر افراد آن است.
براي اولين بار, پل رومر (1990؛1986), اقتصاددان برجسته دانشگاه استنفورد, نظريه ”رشد نوين“ خود را در برابر نظريه اقتصادي نئوكلاسيك ارايه كرد. او تصريح كرد كه برخلاف نظريه اقتصادي نئوكلاسيك كه در آن ”نيروي كار“ و ”سرمايه“ نقش كليدي در توليد بازي ميكنند, ”دانش“ به عنوان عامل سوم, نقش اساسيتري در اقتصادهاي پيشرفته ايفا مينمايد. رومر اظهار داشت كه دانش, يكي از قالبهاي اساسي سرمايه است و رشد اقتصادي پايدار (و درازمدت) تنها از اين طريق اتفاق ميافتد. در اقتصادهاي پيشرفتهاي همچون آمريكا, 60 درصد نيروي كار را ”كاركنان دانشي“ (يا دانشوران) تشكيل ميدهند. كاركنان دانشي يا به تعبيري ”تحليلگران نمادها“ افرادي هستند كه به جاي تمركز بر ماشينها و دستگاهها, به كار با ”نمادها“ ميپردازند. از جمله اين افراد ميتوان به طراحان, معماران, پژوهشگران, مهندسان, معلمان, تحليلگران و امثالهم اشاره كرد.
تفاوت دو مفهوم جامعه دانشبنيان و جامعه يادگيرنده در محوريتدادنِ متفاوت به دو مقوله دانش و يادگيري است. در جامعه دانشبنيان, محوريت با دانش (به عنوان محتوا) است درحاليكه در جامعه يادگيرنده, محوريت اساسي با يادگيري (به عنوان فرآيند و ابزار) است. پس ميتوان جامعه يادگيرنده را زيرساختي براي يك جامعه دانشي تلقي كرد. به هرحال هر دو مفهوم دانش و يادگيري, مكمل يكديگرند و نتيجه پرداختن و اهميتدادن به هريك, واحد است: توسعه, رشد و پيشرفت.
با تمركز روي يادگيري، جامعه شرايطي را خلق ميكند كه پشتيبان توسعه موفق يك اقتصاد يادگيرنده و مبتني بر دانش خواهد بود. جامعه يادگيرنده، بالاترين اولويتها را در آموزش قرار ميدهد و ظرفيتهاي سيستم آموزشي خود را توسعه ميدهد. جامعه يادگيرنده، به نوآوري و خلاقيت بها ميدهد و ارزش فوقالعادهاي براي آن در جامعه خلق مينمايد. جامعه يادگيرنده به تشديد، تحريك و گسترش همكاريها و همافزاييها درخلق دانش، و بين دانش و هنر ميپردازد و توزيع دانش در جامعه را تسهيل و تسريع مينمايد. اين جامعه، فرصتها و امكانات را به صورتي برابر و عادلانه، خلق و بين شهروندان تقسيم و توزيع مينمايد. سيستم آموزش جامعه، دانشگاهها و مدلهاي يادگيري (يادگيري ضمن كار و خدمت)، داراي نقش محوري و كليدي ميباشند.
از آنجا كه مشاغل آينده, بيشتر ماهيت نرمافزاري, فكري, خدماتي و تخصصي دارند تا جسمي و سختافزاري, لذا الزامات نيروي كار فردا, متفاوت با شرايط فعلي است. نيروي انساني آينده بايد به چند توانمندي اساسي مجهز باشد: يادگيري مادامالعمر و فراموشي سريع, نوآوري و خلاقيت, كارآفريني, انعطاف و وفقپذيري, سواد فناوري (و سواد اطلاعاتي كه در ادامه به تشريح آن خواهيم پرداخت), پژوهشگري, آيندهنگري و آيندهپژوهي؛ تمامي اين موارد, عناصر سازنده كاركنان دانشي آينده است. امروز تمامي كشورهاي موفق و آنان كه مصمم به كسب آيندهاي درخشان هستند, به طور جدي براي تربيت نيروي انساني آينده خود برنامهريزي نمودهاند (يا مينمايند). تمامي اين موارد همراه با موارد تسهيلكننده, تسريعكننده و حمايتي, ”سيستم ملي نوآوري“يك كشور را بنا مينهند كه شالوده يك اقتصاد دانشي و يادگيرنده شكوفا و پايدار است.
نویسنده وبلاگ :